پنجشنبه ۱۹ نوامبر ۲۰۰۹
تاملي در مصوبه حذف کنکور
شنبه ۱۴ نوامبر ۲۰۰۹
آبي ترين بهانه دنياي من سلام
پنجشنبه ۲۲ اکتبر ۲۰۰۹
بیماری دکترا
دوشنبه ۱۲ اکتبر ۲۰۰۹
در دفاع از حريم تفکر
«کارل پوپر، فيلسوف علم اتريشي- انگليسي (1902-1994.م) که نسبي يهودي دارد، از ابتداي جنگ سرد با آراء خود در باب «انقلاب علمي» به چتر معرفتي سازمان سيا پيوست و «در دفاع از علم و عقلانيت» تئوري «ابطالپذيري» را ساخت. او گفت عقلانيت يعني «ابطال کردن» نظريهها و نظريهاي علمي است که با تجربه ابطال شود! اگر فرضيهاي خود را به حقيقت نزديک ببيند و امکان بقا آن فراهم شود، خطرناک است، چون با روح نسبيتگرايي غرب سازگار نيست. از اين رو، پوپر با رد هرگونه قطعيت علمي نتيجه ميگيرد که همه فرضيههاي ايدئولوژيک بايد آماده زوال و نابودي باشند و اگر آموزههاي خود را حقيقت بپندارند، سبکسري کردهاند. پوپر دنيايي را تصوير ميکند که هيچ دانايي و دانش مطمئني در آن وجود ندارد و معتقد است که ايثار و شهادت در راه فرضيههايي که روزي زوال آنان فرا ميرسد، عين ديوانگي است! به صراحت ميگويد که اينگونه آراء بايد از سرزمين انديشهها اخراج شوند. از چنين بنيان فکرياي است که پوپر در فلسفه سياسي خود «اصلاحطلبي ليبرال» را جايگزين «انقلابيگري راديکال» ميکند. ميگويد «تغييرات مسالمتآميز» چارچوبي به وجود مي آورد که اصلاحات بعدي را ممکن مي سازد. درکتاب مشهورش، يعني جامعه باز و دشمنان آن، قهرمانان تاريخ فلسفه چون افلاطون، هگل و مارکس را به پاي ميز محاکمه ميکشاند و به روايتي، با حمله به نقات قوت فلسفه کمونيسم، کمر قول چپگراي عالم را شکست. او کيفرخواستي عليه هرگونه «آرمانشهر» صادر ميکند، اما در آخر، خودش دموکراسي را آرمانشهر جامعه باز ميخواند و همه را به سوي پذيرش نظام ليبرال سرمايهداري آمريکا دعوت ميکند؛ آرمانشهري که هر لحظه امکان زوال و نيستي آن ميرود!»
چهارشنبه ۷ اکتبر ۲۰۰۹
صادق زیباکلام
پنجشنبه ۱ اکتبر ۲۰۰۹
به بهانهي جشن عاطفهها
یکشنبه ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۹
احساس میکنم فرصتهای کمی دارم
دوشنبه ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۹
به ياد قيصر امينپور
خدا روستا را
بشر شهر را
ولي شاعران آرمانشهر
را آفريدند
که در خواب هم
خواب آن را نديدند.
دوشنبه ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۹
اندیشه امامخميني و آسیبهای پیش رو
عظمت شخصيت امام خميني به حدي است که تمامي جريانهاي سياسي پس از انقلاب اسلامي به نوعي وانمود ميکنند که در خط و راه او گام برميدارند. علت اين مساله در تمامي موارد آن، نه پايبندي و ايمان اين جريانات به انديشه امام که شناخت آنها از نوع نگاه مردم ايران به ايشان است. هر کس که به قدر ناچيزي با فضاي جامعه ما آشنا باشد، ميداند که هر جريان و تفکري که به ستيز آشکار با تفکر امام برخيزد مورد طرد و نفي مردم واقع ميشود.
اين مساله گرچه باعث شده که تفکر و شخصيت بينظير حضرت امام مورد احترام همگان باشد، ولي از سويي ديگر منجر به آن شده است که جريانها و افراد، در مواردي که با انديشه امام اختلاف نظر دارند دست به تاويل و چه بسا تفسير به راي سخنان ايشان بزنند.
با ذکر مقدمه فوق و با مروري بر وضعيت فعلي جريانهاي فکري و سياسي، به نظر نگارنده در حال حاضر تفکر امام از سوي سه جريان به شدت تهديد شده و در معرض تفسيرهای نادرست است:
1-کساني که وصيت صريح امام مبني بر عدم دخالت نظاميان در سياست را ناديده گرفته و با بهانه مقابله با تهديدات نرم، خود را به ميدان مجادلات سياسي با جريانهای ديگر کشاندهاند.
2-کساني که ميکوشند وجه اسلامي و نوع نگاه امام به مساله مشروعيت حکومت را انکار کرده و تفسيری منطبق با آموزههای ليبرالدموکراسي از تفکر ايشان ارائه دهند.
3-کساني که نقش مردم در تفکر امام را ناديده گرفته و مردم را تنها علت قابلي تحقق حکومت اسلامي و توده منتشر ميدانند. اين گروه به تفسيري اقتدارگرا از انديشه امام ميپردازند.
اميدوارم در آينده بتوانم با شرح و بسط بيشتری نسبت به اين مساله سخن بگويم.
جمعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۹
وقتي يونسکو متولي فرهنگ ميشود
چند وقت پيش با بيلبورد تبليغاتي افتتاح شعبه شهر کتاب در کرج مواجه شدم. موسسه شهر کتاب، يک نهاد فرهنگي است که با همکاري يونسکو در نقاط مختلف تهران کتابفروشي داير کرده و دسترسي مردم را به کتاب تسهيل نموده است.
بالاخره پس از مدتها، هفته پيش فرصتي دست داد تا بتوانم به فروشگاه شهر کتاب کرج سري بزنم. اولين چيزي که در طول مسير توجه من را به خود جلب کرد، تغيير چهره شهر در طول اين چند سالي بود که من دانشجو شده بودم و تقريبا جز طي مسير هميشگي خود تا دانشگاه از بقيه نقاط شهر بيخبر بودم.
فروشگاه شهر کتاب کرج، در بزرگترين خيابان شهر – خيابان شهيد بهشتي- و در دو طبقه از يک برج تجاري واقع شده است. مهمترين نکته در اين فروشگاه تعدد و تنوع کتابهاي موجود در آن بود. به گونهاي که در بخش کتابهاي فلسفي از تلخيص رحيق مختوم آقاي جوادي آملي تا ژاک دريدا و متافيزيک حضور نوشته محمد ضيمران يافت ميشد.
وقتي از فروشگاه شهر کتاب بيرون آمدم به ياد نمايشگاه کتابي افتادم که چند روز قبل در کنار مسجد امير در خيابان کارگر برپا شده بود. بخش عمده کتابهاي آن ملاقات با جن و راهکارهاي عملي ديدار با امام زمان و احوالات شب اول قبر بود.
با خودم ميانديشم که چرا وقتي نهادهاي متولي فرهنگي در اين کشور نمايشگاه کتاب برگزار ميکنند، چنين کتب نازلي عرضه ميشود و وقتي يونسکو اقدام به کار فرهنگي ميکند، به نحوي فاخر آن را به انجام ميرساند.
به نظرم علت عمده آن، نبود شايستهسالاري در انتخاب مديران فرهنگي و اجرايي کشور است.